شهادت دانش آموز بسیجی محمد حسین فهمیده

 

زندگی نامه

وی فرزند محمد تقی است که در خانواده ای مذهبی د ریکی از روزهای بهاری اردیبهشت 1346 ( مصادف با سوم محرم ) در شهر خون و قیام درخانه ای محقر و کوچک در محله پامنار قم چشم به جهان گشود. دوران کودکی را همراه سایر فرزندان خانواده و درکنار برادرش داوود که وی نیز سه سال بعد از شهادت محمد حسین به فوز شهادت نایل آمد، با صفا وصمیمیت ودر زیر سایه محبت و توجه پدر و مادری مهربان ، سپری کرد . درسال 1352، به مدرسه رفت وکلاس اول تا چهارم ابتدایی را با یک معلم روحانی طی کرد. سال پنجم ابتدایی واول و دوم راهنمایی را به دلیل انتقال خانواده اش به کرج در دو مدرسه دراین شهر گذراند. درهمین دوران بود که به واسطه حوادث انقلاب، روح وی نیز، مانند میلیون ها جوان و نوجوان دیگر کشور، دچار تحولات عظیمی گردید. شخصیت او با داشتن خانواده ای متدین ومذهبی و شرایط خاص شهر مقدس قم و نیز زمینه مساعد روحی به گونه ای شکل گرفت که سرشار از دین و فرهنگ غنی اسلام بود.

از عوامل مهم دیگر د رشکل گیری شخصیت او ، نوارها واعلامیه های امام بود که قبل از انقلاب به دست او می رسید.

شهید فهمیده ، نوجوانی خوش برخورد، شجاع ، فعال ، کوشا بود که به مطالعه علاقه زیادی داشت و با وجود این که به سن تکلیف نرسیده بود، نماز می خواند و احترام خاصی برای والدینش قایل بود و هرگز به آن ها بی احترامی نمی کرد. شیفته و عاشق امامقدس سره بود و با تمام وجود سعی در اجرای فرامین امامقدس سره داشت . او می گفت :امام هر چه اراده کند، همان را انجام خواهم داد و من تسلیم او هستم .

هنگام ورود اما مقدس سره به ایران به دلیل مصدوم بودن ، موفق به زیارت امامقدس سره نگردید، اما پس از بهبودی دراولین فرصت به شهر مقدس قم رفته و موفق به دیدار شد.

   

شهید فهمیده ، یکی از هزاران دانش آموز بسیجی کشور است که با نثار خون خود برطراوت و سرخی خون شهدای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی افزود. وی دوران کودکی و نوجوانی خود را در حالی سپری کرد که هر روز آن همراه حادثه ای بود که در شکل گیری شخصیت او موثر واقع می شد. او با سرمایه عظمیی از فهم و درک انقلابی واسلامی به دنبال طوفان حوادث انقلاب، واردجنگ شد و با وجود سن کم ، خود را به خونین شهر قهرمان رسانید و با اقدامی آگاهانه و شجاعانه ، نام خود را در دفتر شهیدان زنده تاریخ ثبت کرد.

    

این دانش آموز رزمنده بسیجی، با ایمان و بینش عمیق واستوارخود در جنگ با دشمن پیش قدم و با نیل به شهادت ، درس شجاعت ، فداکاری و مقاومت را به همه بسیجیان و امت حزب الله آموخت، امام بزرگوارمان از این نوجوان 13 ساله به عنوان رهبر یا د فرموده و بدین گونه نام و یاد او، منشا حماسه های بزرگ شد و تحول عظیمی در شیوه های دفاع مقدس و نبرد رزمندگان اسلام ایجاد کرد و راه پیروزی وسرافرازی را یکی پس از دیگری، هموار ساخت . امروز شهید فهمیده به حق الگوی شایسته ای برای دانش آموزان بسیجی و جوانان و نوجوانان کشور می باشد و یاد آوری این حماسه می تواند یادآور دوران دفاع مقدس و ارزش های والای آن زمان باشد.

عزیمت به سوی جهاد

فهمیده دوازده ساله بود که حوادث کردستان اتفاق افتاد.او که عشق انقلاب وامامقدس سره را در سر داشت ، خود را به کردستان رساند، ولی به دلیل کمی سن، برادران کمیته او را باز      می گردانند و درصدد برمی آیند که در حضور مادرش از او تعهد بگیرند که دیگراز شهرستان کرج خارج نشود. ولی او رضایت نمی دهد و خطاب به آنان می گوید که خودتان را زحمت ندهید. اگر امام بگوید، به هر کجا که باشد، آماده رفتن هستم . من باید به مملکت خدمت کنم و اضافه می کند: من نمی نویسم و اگربنویسم حرفی دروغ زده ام . حتی با تهدید به زندان حاضر نمی شود تعهد بدهد و بالاخره تنها از مادرش امضا می گیرند.

درهمان روزهای  نخست جنگ تحمیلی ، محمد حسین تصمیم می گیرد که به جبهه برود وبا متجاوزان بعثی بجنگد . زمزمه رفتن را در خانواده و بین دوستانش می افکند. دریکی از بیمارستان های کرج خود را به یکی از دوستانش که بستری بود، می رساند و با او خداحافظی می کند و از جبهه و جنگ برای او می گوید و تکلیف الهی خود را گوشزد می کند.

یک روزکه به بهانه خرید نان از منزل خارج شده بود ، مبلغ 50 تومان را به دوستش می دهد واز او می خواهد که نان را بخرد و به منزل آن ها ببرد و تصمیم خود را برای رفتن به خوزستان به او می گوید و از وی می خواهد که تا سه روز به خانواده اش خبر ندهد تا مانع رفتن او نشوند وسپس آن ها را مطلع کند . دوست ا و یکی ، دو روز بعد خبر را چنین می دهد که :

 

من رفتم جبهه نگران من نباشید.

در تهران یکی از پاسداران کمیته متوجه تصمیم او می شده و با وی صحبت و سعی می کند او را از تصمیم خویش منصرف نماید، اما موفق نمی شود . شهید فهمیده که درعزم خود راسخ بود، خود را به شهرهای جنوب کشور می رساند و هرچه تلاش می کند که همراه گروه یا دسته ای که عازم خطوط مقدم جبهه هستند، برود ، موفق نمی شود. تا با گروهی از دانشجویان انقلابی دانشکده افسری برخورد کرده و به نزد فرمانده آنان می رود واز او می خواهد که وی را با خود ببرند. فرمانده امتناع می کند، اما شهید فهمیده ، آن قدر اصرار می کند تا فرمانده را متقاعد می کند که برای یک هفته اورا همراه خود به خرمشهر ببرد. دراین مدت کوتاه هر کاری که پیش می آید حسین پیشقدم شده و استعداد و قابلیت خود را درهمه کارها نشان می دهد. درهمین مدت کوتاه حضور درخرمشهر با دوستی که درآن جا پیدا کرده بود، یعنی محمد رضا شمس ، هر دو مجروح می شوند وآن دو را به بیمارستان منتقل می کنند و علی رغم مخالفت فرمانده آن گروه و با حالت مجروحیت، دوباره به خطوط مقدم در خرمشهر بر می گردد. درحین برخورد با فرمانده و پس از ممانعت وی از حضور درخط مقدم، چشمان حسین پراز اشک شده و با ناراحتی به فرمانده می گوید

 

من به شما ثابت می کنم که می توانم به خط بروم ولیاقت آن را دارم.

او برای اثبات لیاقت خود یک با ر به تنها یی به میان عراقی ها رفته ولباس و اسلحه ای از عراقی ها به دست می آورد و در هیئت یک عراقی به نیروهای خودی نزدیک می شود، به طوری که رزمندگان مشاهده می کنند که یک عراقی کوچک به طرف آنان می آید!      

می خواهند به او شلیک کنند، که یکی از آنان می گوید، صبرکنید با پای خودش بیاید تا اسیرش کنیم . هنگامی که نزدیک می شود، می بینند حسین است که خواسته ثابت کند که می تواند با دست خالی هم با عراقی ها بجنگد و شهامت ولیاقت حضور در خط مقدم را دارد.

مسوول گروه که به توانمندی و توانایی واراده پولادین حسین برای رزم د رجبهه اعتماد واطمینان پیدا می کند، به او اجازه ماندن د رجبهه را می دهد.

 

کیفیت شهادت

از آن پس او به اتفاق دوست شهیدش محمد رضا شمس ، دریک سنگر قرار داشتند تا درهجوم عراقی ها به خرمشهر محاصره می شوند.

محمد رضا شمس ، دوست و هم سنگر حسین زخمی می شود و حسین با سختی و زحمت زیاد او را به پشت خط می رساند و به سنگر خود بر می گردد و می بیند که تانک ها ی عراقی )  ظاهرا 5 دستگاه ) به طرف رزمندگان اسلام هجوم آورده ودر صدد محاصره آن ها هستند.

حسین درحالی که تعدادی نارنجک به کمرش بسته و در د ستش گرفته بود به طرف تانک ها حرکت می کند. تیری به پای او می خورد واز ناحیه پا مجروح می شود. اما زخم گلوله نمی تواند از اراده محکم و عزم پولادین او جلوگیری نماید. بدون هیچ دغدغه  و تردیدی تصمیم خود را عملی می کند واز لا به لای امواج تیر که از هر سو به طرف او می آمد، خود را به تانک پیشرو می رساند وآن را منفجر می کند و خود نیز تکه تکه می شود. افراد دشمن گمان می کنند که حمله ای از سوی نیروهای ایرانی صورت گرفته است ، جملگی روحیه خود را می بازند و با سرعت تانک ها را رها کرده و فرار می کنند. در نتیجه ، حلقه محاصره شکسته می شود و نیروهای کمکی هم  می رسند و آن قسمت را از وجود متجاوزان  پاک سازی می کنند.

فهمیده در بیان رهبری

رهبر معظم انقلاب ، می فرمایند:

 زنده نگه داشتن یاد حادثه شهادت دانش آموز بسیجی ، شهید فهمیده از اصالت های دفاع مقدس می باشد .

مقام معظم رهبری د ردیدار با خانواده او در رابطه با فداکاری و شجاعت او فرمودند:

 بروز چنین حوادثی که از تربیت صحیح واصالت های خانوادگی است ، صرفا درمحیط های اسلامی جلوه گری و نور افشانی می کند.    

فهمیده از نگاه آوینی

سید شهیدان اهل قلم ، حاج مرتضی آوینی ، در قسمتی از برنامه پنجم روایت فتح با نامشهری درآسمان شهادت محمد حسین فهمیده را این گونه زیبا ترسیم می کند:

 خرمشهر، از همان آغاز خونین شهر شده بود. خرمشهر، خونین شهر شده بود. آیا طلعت را جز از منظر این آفاق  می توا ن نگریست ؟ آنان درغربت جنگیدند و با مظلومیت به شهادت رسیدند و پیکرهای شان زیر تانک های شیطان تکه تکه شد و به آب و باد و خاک و آتش پیوست . اما... راز خون آشکار شد. راز خون را جز شهدا در نمی یابند. گردش خون در رگ های زندگی شیرین است . اما ریختن آن در پای محبوب ، شیرین تر.

... شایستگان آنانند که قلبشان را عشق تا آن جا انباشته است که ترس از مرگ جایی برای ماندن ندارد. شایستگان جاودانانند. حکمرانان جزایر سرسبز اقیانوس بی انتهای نور، که پرتوی از آن همه کهکشان آسمان دوم را روشنی بخشیده است.   

خبر شهادت حسین فهمیده

صدای جمهوری اسلامی ایران با قطع برنامه های خود اعلام می کند که نو جوانی سیزده ساله با فداکاری زیر تانک عراقی رفته آن را منفجر کرده و خود نیز به شهادت رسیده است . امام قدس سره در پیامی که به مناسبت دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی صادر می کنند، جملات معروف خود را پیرامون او می فرمایند:

رهبر ماآن طفل سیزده ساله ای است که با قلب کوچک خود که ارزشش از صدها زبان و قلم بزرگ تر است، با نارنجک ، خود را زیر تانک دشمن انداخت وآن را منهدم نمود و خود نیز شربت شهادت نوشید.

به این ترتیب و با این کلمات ، حسین و فداکاری و شجاعت او جاودانه شد. بقایای پیکر شهید حسین فهمیده دربهشت زهرا، قطعه 24، ردیف 44، شماره 11، به خاک سپرده می شود.

 

 

 


معنی حقیقی شجاعت

٢٢ آبان ۱۳٩٠

معنی حقیقی شجاعت چیست؟

 

1-  معنی حقیقی شجاعت ، حُــّـریت و قوت قلب است . در مخاطرات نباید اضطراب و هیجان به شجاع دست دهد و هرچه قوت روح و لطافت قلب زیادت شود بر شجاعت می افزاید.

2- مرد بی شهامت کسی است که در جایی که باید اعتراض کند خاموش بنشیند.

3- نامداران جهان ، دلیرترین افرادند.

4- نخستین شرطِ پیروزی ، دلیری است.

5- همان طور که شجاعت مسری است، خیانت هم مسری است.

6- شجاعت  مانند عشق از امید تغذیه می کند.

7- آن کس که شجاع است ،‌هرگز بیمی به دل راه ندهد .

8- شجاعت به راستی زیر بنای همه صفات خوب است و سایر صفات نیک به آن وابسته است.

9-  با شهامت عمل کنید ، خواهید دید که نیروهای ناپیدا به یاری شما خواهند آمد.

10- »شجاعت» فقدان و نبود ترس نیست ، کنترل و تسلط بر ترس است.

11- کسانی که ترس را لمس نکرده باشند ، شجاعت را نخواهند آموخت.

12- شهامت بزرگترین صفت بشری است، زیرا صفات دیگر در سایه آن پابرجا می مانند .

13- امید و شجاعت ، دو الماس درخشانند که در تاج موفقیت جای دارند.

14- »شجاع « یک بار و «ترسو» روزی هزار و یک بار می میرد!

 

 

منبع : بخش اجتماعی سایت تبیان

 

 

 

 


شرط شجاعت

٢٢ آبان ۱۳٩٠

شرط شجاعت

 

1- اولین شرط شهامت ، بی باکی است.

2- آن کس که دل با جرئت را راهنمای خود کرد ، در پیش او هر تاریکی روشن باشد.

3- آدم ترسو اگر مجبور به شجاعت شود تهور و دیوانگی می کند.

4- اشخاص شجاع و با جرئت بیش از همه کس می توانند جوانمردی و فتوت داشته باشند. اصلاً طبیعت آنها این طور سرشته شده است.

5- اگر بر ناتوان خشمگین شوی دلیل بر این است که قوی نیستی .

6- اگر کسی را تحقیر کردی معنایش این است که خودت بی شخصیت هستی.

7- برق باش که بدرخشی و بسوزانی، نه شمع که بر فروزی و خود را بکاهی.

8- بی رفیق شجاع ، شجاعت ممکن نیست.

9- ترسوها بی رحم اند، اما مردان جسور جوانمردی را دوست دارند و از نجات دادن افراد شاد می شوند.

10- تقدیر، ارباب مردان ترسو است و برده مردمان شجاع.

11- " تمسخر" سلاح ضعیفان است.

12- جوهر شجاعت در این نیست که شما نترسید ، بلکه در آن است که کسی نفهمد که ترسیده اید.

13- چنان که حکمت آغازهمه فضیلت هاست، شجاعت نیز درجه کمال آنهاست . زیرا از حکمت آنچه را که باید کرد یاد می گیریم و به وسیله شهامت آن را به جا می آوریم.

14- خون شهدای یک قرن چشمه ای است که نسل های قرون دیگر را سیراب می کند.

15- دلیری جز به استقبال خطر رفتن نیست.

 

 

منبع : بخش اجتماعی سایت تبیان

 

 


حدیث شجاعت

٢٢ آبان ۱۳٩٠

حدیث شجاعت

 

 

حدیث (1) امام على علیه السلام :

اَلشَّجاعَةُ عِزٌّ حاضِرٌ، اَلجُبنُ ذُلٌّ ظاهِرٌ؛

شجاعت عزّتى است آماده، ترس ذلّتى است آشکار.

غررالحکم، ج1، ص152، ح572

 

حدیث (2) امام على علیه السلام :

اَلشَّجاعَةُ نُصرَةٌ حاضِرَةٌ وَفَضیلَةٌ ظاهِرَةٌ؛

شجاعت، نصرتى نقد و فضیلتى آشکار است.

غررالحکم، ج2، ص30، ح1700

 

حدیث (3) امام على علیه السلام :

اَلسَّخاءُ وَالشَّجاعَةُ غَرائِزُ شَریفَةٌ، یَضَعُهَا اللّه  سُبحانَهُ فیمَن أَحَبَّهُ وَامتَحَنَهُ؛


سخاوت و شجاعت خصلت هاى والایى هستند که خداوند سبحان آن دو را در وجود هر کس که دوستش داشته و او را
آزموده باشد مى گذارد.

غررالحکم، ج2، ص56، ح1820

 

حدیث (4) امام على علیه السلام :

جُبِلَتِ الشَّجاعَةُ عَلى ثَلاثِ طَبائِعَ، لِکُلِ واحِدَةٍ مِنهُنَ فَضیلَةٌ لَیسَت لِلخرى: اَلسَّخاءُ بِالنَّفسِ وَالنَفَةُ مِنَ الذُّلِّ وَطَلَبُ الذِّکرِ ... ؛

شجاعت بر سه خصلت سرشته شده که هر یک از آنها فضیلتى دارد که دیگرى فاقد آن است: از خودگذشتگى، تن ندادن به خوارى و ذلّت و نامجویى.

تحف العقول، ص 323

 

حدیث (5) امام على علیه السلام :

ثَمَرَةُ الشَّجاعَةِ الغیرَةُ؛

غیرت میوه شجاعت است.

غررالحکم، ج3، ص328، ح4620

 

حدیث (6) امام صادق علیه السلام :

ثَلاثَةٌ لاتُعرَفُ إِلاّ فى ثَلاثِ مَواطِنَ: لایُعرَفُ الحَلیمُ إِلاّ عِندَ الغَضَبِ وَلاَ الشُّجاعُ إِلاّ عِندَ الحَربِ وَلا أَخٌ إِلاّ عِندَ الحاجَةِ؛

سه کس اند که جز در سه جا شناخته نمى شوند: بردبار جز در هنگام خشم، شجاع جز در جنگ و برادر جز در هنگام نیازمندى.

بحارالأنوار، ج78، ص229، ح9

 

حدیث (7) امام على علیه السلام :

لا أَشجَعَ مِن لَبیبٍ؛

شجاع تر از خردمند، وجود ندارد.

غررالحکم، ج6، ص373، ح10591

 

 

 

 


ایثار چیست و ابعاد آن کدامند؟

مفهوم ایثار

ایثار یعنی نثار، نثار هر چیز اعم از مادی و معنوی به دو شرط:

*        در عین نیاز؛

در تعریف واژه ایثار در قرآن کریم آمده است :« ویوثرون علی انفسهم و او کانوا بهم خصاصه» ایثار می کنند بر نفس هایشان و لو به آن نیاز داشته باشند.

*       شرط دوم نیت عمل است.

 انگیزه عمل فقط و فقط باید عشق و محبت به خداوند باشد و هیچ انگیزه غیر جذابی در آن نباشد. در سوره مبارکه دهر آمده است:«ویطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا، انما نطعمکم لوجه ا... لانردیدمنکم جزائا و لاشکورا». به نیازمندان طعام می دهند صرفاً به خاطر خدا و رضای او و بدون توقع و درخواست هیچ پاداش یا چشم داشتی از کسی.

لذا به نظر می رسد روح انسان باید از قدرت و عظمت بالایی برخوردار باشد تا بتواند در عین احتیاج به چیزی و داشتن عشق و محبت نسبت به آن چیز،آن را به دیگری ببخشد و هر چقدر این نیاز بیشتر وآن عشق بزرگتر باشد، ایثار متعالی تر می شود تا آنکه خداوند شرط رسیدن به نیکویی را انفاق دوست داشتنی ها بیان می کند:«لن تنالو البر حتی مما تحبون» هرگز به نیکی واقعی رسید مگر اینکه آنجه را دوست دارید ببخشید.

گاهی ایثارگر ممکن است قمقمه آبش را در عین تشنگی و یا گرسنگی ببخشد.اندازه یا قیمت بخشیده شده نمی تواند ارزش ایثار را معین کند زیرا«الاعمال بالنیات». ارزش عمل به نیت آن است. هابیل پروارترین گوسفندش را به قربانگاه می فرستد، خلیل الله عزیزترین و یگانه ترین ثمره حیاتش اسماعیلش را، پیامبر خاتم (ص) در آن شب روشن افروز، در آن لیله المبیت، علی (ع) را به منزله جان و نفس اوست، در بستر می خواباند تا مایه فخر و مباهات خداوند بر ملایکه ا... گردد و در جریان مباهله جانش را، علی(ع) را، فاطمه(س) و سید جوانان اهل بهشت«حسنین) را نثار می کند.(احمدی،1386،49-50)

ایثار یعنی بذل کردن، دیگری را بر خود برتری دادن و سواد او را بر سواد خود مقدم داشتن، قوت لازم و مایحتاج خود را به دیگری بخشیدن و خود را برای آسایش دیگران به رنج افکندن(فیاض،1382). در لغت نامه دهخدا آمده است: ایثار به معنی برگزیدن،عطا کردن،غرض دیگران را بر غرض خویش مقدم داشتن، دیگری را در رساندن به منفعت و دفع ضرر بر خود مقدم داشتن و آن نهایت برادری است.ایثار بر از خود گذشتگی انسان های یک جامعه دلالت می کند و هم ژرفای دینی دارد و هم عطر اجتماعی و هم فرهی انسانی و در اصطلاح دانش و اخلاق دومین شکل فضیلت«سخا» می باشد. مراد از سخا آن است که انسان از آنچه خود بدان نیاز دارد جوانمردانه بگذرد و آن را به دیگری که بدان نیازمند است ببخشد و این گذشتن و بخشیدن که همانا دیگری را بر خود برگزیده است ملکه نفس آدمی گردد.(آقاپور،ص34)

ایثار نمود و نماد دیگر خواهی آدمیان است و روح همنوع دوستی آنها را به معرض نمایش می گذارد و گاه تا جایی پیش می رود که فردی یا حتی جمع کثیری جان خویش را در راه دیگری و دیگران از دست می دهند تا کمال و تمام ایثار و از خودگذشتگی را به جای آورند و این افراد در نگاه ملت ها و مردمان هر جامعه ای به سمبل فراموش ناشدنی تبدیل می گردند.

ابعاد ایثار

ایثار می تواند گونه های مختلفی داشته باشد.گاه با فدا کردن جان صورت می گیرد گاه با دادن مال، زمانی هم با هزینه کردن اعتبار و آبرو و البته برخی توقات هم می تواند ترکیبی هم از اینها باشد که فرد به طور ارادی و به خاطر یک هدف و آرمان مقدس و والا ، تصمیم بگیرد از علایق و داشته های خویش اغماض نموده و دغدغه ها و دلنگرانی ها و منافع« غیر» را بر خود مرح بداند و در راه بر طرف ساختن مشکلات فرارئی دیگری گام بردارد. ایثار به مال و یا ایثار به جان را دانستیم. در قرآن کریم از جمع هر دو سخن گفته است که البته جمع هر دو نور علی نور است. عاشق آن است که چون سودا کند یک جا کند.« الذین آمنو وهاجروا و جاهدوا فی سبیا الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عندالله»

ایثار مختص به یک جامعه و ملت و منحصر به زمان معینی نیست ودر گستره تاریخ می توان رگه و ریشه های بسیاری را در آن خصوص جست و یافت، هر چند ممکن است شدت و ضعف قابل توجهی را پشت سرگذرانده باشد. در تمام جوامع چه سنتی و چه مدرن ، گونه هایی از ایثار وجود داشته و دارد و مردمان به اشکال متنوعی را یاری کرده ا ند . در آموزه های زرتشت، بودا، مزدا و کنفوسیوس و...مکرر از این ارزش سخن رفته است و به مقلوه کمک به دیگری ، همنوع دوستی و خیر خواهی و تاکید و توجه زیادی گردیده است و احسان و گذشت و نیکوکاری از عناصر کلیدی آنها به شمار می رود. به عبارت دیگر در ادیان مسیحیت، یهود و اسلام، گذشت و ایثار از ارزشهای مهم و اساسی بر شمرده شده است و محتوای انجیل؛ تورات و قرآن شاهدی بر این داعیه قلمداد می گردد.

ایثار هم می تواند ارزشی فردی به حساب آید و هم در رده ارزش های جمعی و اجتماعی قرار گیرد. وقتی فردی است که یک فرد خاص به انحای مختلف دیگری را بر خویش مقدم بداند و در رفع نیازهای او بکوشد. اما زمانی که میزان قابل توجهی از افراد به آن مبادرت می کنند و در راه یک آرمان یا هدف والایی از بذل جان و آبرو و سایر داشته های خویش دریغ نمی ورزند، مساله جنبه عمومی پیدا می کند و در زمره ارزش های اجتماعی جای داده می شود.

ایثار قلمرو جغرافیایی خاصی ندارد. به عبارت دیگر هم می تواند در درون قلمرو و محدوده خاصی ظهور یابد و هم در فراتر از مرزها نمودداشته باشد. از حیث جهان شمول بودن مقوله ایثار می توان به فعالیت های گروههایی چون پزشکان بدون مرز، انجمن بشر دوستانه و خیر بین المللی و ...اشاره کرد که در راستای مجموعه ای از آرمان های انسان دوستانه کلی و جهانی تشکیل شده اند. یایکی از مواردی که در این خصوص می توان ذکر کرد مساعذت های مالی ملت های مختلف در کشورهای جهان در مواقع ضروری همچون بروز حوادث طبیعی می باشد. وقتی سیل، زلزله و حوادث مشابه دیگری موجب نابودی جان و مال بسیاری از انسان ها در برخی از مناطق جهان می گردد افراد و گروهها و حتی دولت های مختلف به طریق گوناگون کمک های قابل توجه نموده اند تا بلکه از رنج و اندوه و درد حادثه دیدگان اندکی بکاهند و این چیزی جز برآیند احساسات و عواطف بشر دوستانه فردی و جمعی نبوده است.

در سطح محدودتر و در داخل یک قلمرو و جامعه مین هم ایثار در اشکال مختلف تجلی پیدا می کند که افراد در راه آرمان و هدف و ایدئولوژی خاص و مورد احترام خویش هزینه های مختلفی صرف می کنند.شهادت و کشته شدن در راه وطن و یا یک عقیده و هدف، کمال ایثاربه شمار می رود. اما صورت های متعدد دیگری ازایثار را می توان در زندگی روزمره مردم نظاره نمود که آثار و پیامدهای اجتماعی زیادی هم بر جای می گذارد.

منبع:نوید شهادت

 

 

 


حدیث ایثار

٢٢ آبان ۱۳٩٠

حدیث ایثار

 قال الله الحکیم :

و یوثرون على انفسهم و لو کان بهم خصاصة:  اگر چه خود نیازمند به چیزى باشند دیگران را بر خویش مقدم دارند و ایثار کنند. 

قال رسول الله صلى الله علیه و آله :

ایما امرء اشتهى شهوه فرد شهوته و اثر على نفسه غفرله:هر کس چیزى را شدیدا بخواهد و خود را از آن خواهش نگه بدارد گناهانش آمرزیده شود. 

 




نیلوفر مجیدی


موضوعات

     

آرشيو وبلاگ

نویسندگان


Blog Skin